دوش در حلقه زلفش دل ما حيران شد
دوش در حلقه زلفش دل ما حيران شد
با نمايان شدنش چهره مه پنهان شد
قامتش سرو سهي را شرر افروز نمود
چون به باغ آمد و سر سلسله رندان شد
شد نمايان ز پيش صولت نيكوي علي
كه چه خوش منظره در رزمگه و ميدان شد
سر خوش از نور رخش راحت جان داد مرا
قسمتم وعده كوثر به در رضوان شد
عملم را چو نظر كردم و ديدم كه بحق
لطف و اكرام خودش بود چنين اعلان شد
هر كه رفتش به در خانه او از سر صدق
كامران گشت و ز ايمان به يقين انسان شد
عالمي گشت اسير خم ابروي كجش
هم قمر نيمه شد و شمس چنين سوزان شد
چون حريم حرمش مامن عيّاران است
حلقه بندگي اش قسمت درويشان شد
گشت " منصور " در اين راه بسي سر خوش و مست
كه در اين خانه بشد ساكن و هم دربان شد
دوستان منع من شيفته هرگز مكنيد
هر كه در دايره عشق بشد نالان شد
منصور فهندژ سعدي
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 20:38 توسط سعید فهندژي سعدی
|
به نام خداوند بخشنده دستگير