عشق يعني ذکر صلوات جلی
عشق يعني ذكر صلوات جلي
عشق يعني يا محمد(ص) يا علي (ع)
عشق يعني واژه ي بي خاتمه
عشق يعني ناله هاي فاطمه (ع)
يا علي جاي گل ياست كجاست؟
نوبهار باغ احساست كجاست؟
يا علي اي با خبر از سِر هو
رد پايي از پرستويت بگو
آسماني
در قلّه قاف لا مكاني بودي
گنجينه اسرار نهاني بودي
آغوش زمين نبود شايسته تو
اي پاكي محض، آسماني بودي
يا زهرا
آن روز كه ناله هاي زهرا زهراست
غم نيست اگر فرياد رس ما زهراست
تا زود به درگاه اجابت برسد
دست طلب و دعاي ما يا زهراست
غروب خورشيد
مردي نگران سپاه غم مهمانش
خون مي چكد از دو چشم سر گردانش
خورشيد به روي شانه اش كرده غروب
آشفته كه شب كجا كند پنهانش
صداقت
كانون صداقت و صفا فاطمه بود
بانوي صبور با وفا فاطمه بود
در فصل پر از داغ و غم و آتش و دود
غمخوار امام لاله ها فاطمه بود
امير رضايي
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 7:44 توسط سعید فهندژي سعدی
|
به نام خداوند بخشنده دستگير